تبليغاتX
سنگر

سنگر

نشریه داخلی پایگاه مقاومت بسیج امام رضا (ع) شهرستان آران و بیدگل

به بهانه سالگرد شهدای عملیات های کربلای 4و5

اينجا امروز آئينه بندان عشق است و ما نيز طاق‌نصرتهاي دلمان را به ياد شما شهيدان آذين بسته‌ايم. كوچه و خيابانهاي شهرمان همه ساله در اين ايام چقدر عطر روزهاي جنگ را دارد. همان روزهايي كه بر  مدار ملائك مي‌گشتيد، روزهايي كه با نداي ملكوتي خميني كبير (ره) ويزاي بهشت گرفته بوديد و شبنم عشق بر گونه‌هايتان نشست و پروانه‌هاي بي‌قرار قلب‌تان طواف به گرد شمع شهادت را جستجو مي‌كرد. كه عاقبت نيز به نيت كربلا نماز وصل اقامه كرديد و بر خوان « عند ربهم يرزقون» جلوس نمـوديـد و دريـا شــديــد و مـــرواريد خون سرختان را  ارزاني انقلاب كرديد و باران كـــرامت خود را هــديه بـر كوير ترك‌خورده دلهاي ما، تا بمــانيم و رسالت آسمـــاني  شما را بر دوش گيريم اما دريغ از ما كه شانه‌هايمان را خستگي سنگيني جهلمان كرديم و از ياد برده‌ايم روزهايي را كه در كوچه پس كوچه‌هاي شهرمان ردي از نور جا مانده عبور سرختان بود. امروز همه اهالي اين ديار آمده‌اند تا 29 ستاره كهكشان عشق را رصد كنند و با حضور آلاله‌هايشان جشن عشق بگيرند و عشق را دلدادگي كنند، از ديروز شما بگوييد كه كار حسيني كرديد و از امروز ما كه يادمان رفت زينتي باشيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 1:28  توسط فرهنگی پرورشی   | 

گزارش دفتر مستندسازي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس كانون فرهنگي هنري امام زمان (عج)


اين واحد در فروردين ماه سال 1385 رسماً كار خود را آغاز كرد و بعد از جلسات متعددي آيين‌نامه‌اي تنظيم شد كه اهداف كوتاه مدت و بلندمدت  در آن  آيين‌نامه تعيين گرديد طبق اين آيين‌نامه بعد از 2 سال، مصاحبه با خانواده 37 شهيد محله عباس‌آباد بايد به اتمام مي‌رسد پس از پشت‌سرگذاشتن تمام فراز و نشيب‌هايي كه در اين راه داشتيم بالاخره در فروردين ماه سال 1387 مرحله اول كار كه مصاحبه با 37 خانواده شهيد محله عباس‌آباد بود به اتمام رسيد  اين واحد از 5 بخش تشكيل شده است كه عبارتند از: 1ـ  بخش اجرايي كه اين بخش مهمترين بخش از اين واحد است كه از چندين گروه شامل گروه فيلمبرداري ـ صدابرداري ـ حمل و نقل ـ جمع‌آوري آثار شهدا و ايثارگران ـ وبلاگ عقيق ـ گروه بازنويسي و ويراستاري و غيره تشكيل شده است 2ـ بخش ديگر آن بخش مشاوران است كه اين بخش از اساتيد مجرب، مشاوران فيلمبرداري و فيلم‌سازي و تأليف كتاب تشكيل شده كه اين گروه بر كار گروه‌هاي ديگر نظارت دارند 3ـ بخش علمي كه وظيفه آن اين است كه فرهنگ شهادت را در اعضاي اين واحد ترويج دهد و روي مسائل اعتقادي اعضا كار كند 4ـ  بخش بازبيني كه وظيفه آن بازبيني فيلم‌هاي ضبط شده  از خانواده شهداست كه قطعات زايد آن را حذف كرده و كار تدوين فيلم‌ها را به عهده دارند كه فيلم‌هاي ضبط شده را براي استفاده دو گروه بازبيني و تدوين مي‌كند، يك گروه خانواده شهدا و گروه ديگر عموم مردم    بخش پنجم كه وظيفه آن اين است كه هر هفته شبهاي پنج‌شنبه با خانواده‌ شهدا هماهنگي كند و با خانواده شهدا ديدار به عمل آورند اين واحد علاوه بر كارهاي مصاحبه و علمي برنامه‌هاي فوق‌العاده از جمله برگزاري يادمان شهداي عرفه و شهيد حاج احمد كاظمي ـ شهداي كربلاي 4 و5 ـ يادمان شهيد عماد مغنيه و تشكيل حلقه‌هاي معرفت و طرح‌هاي شاهد به مناسبت هفته دفاع مقدس وايام دهه فجر در طول سال برگزار مي‌كند. در اين واحد بيش از 50 نفر مشغول فعاليت هستند. در اينجا لازم است از همه ارگانها و نهادهايي كه ما را در اجراي اين برنامه‌ها ياري مي‌رسانند مخصوصاً مسئولين و اعضاي كانون فرهنگي هنري امام زمان (عج) و هيآت امناء مسجد امام زمان (عج) و پايگاه مقاومت امام رضا (ع) تقدير و تشكر نمايم.

 

برنامه‌هاي آينده اين دفتر:

1ـ آماده‌سازي متن اوليه كتاب خاطرات شهدا

2ـ تدوين و ساخت فيلم مخصوص خانواده شهدا

3ـ مصاحبه با رزمندگان همسنگر شهداي عباس‌آباد؛ حداقل 40 نفر جهت تكميل خاطرات خانواده‌ها

4ـ ساخت مستند از تولد تا شهادت سردار شهيد حسين ملكيان

5ـ جمع‌آوري مشخصات رزمندگان گردان امام محمدباقر (ع)

6ـ تلاش در راستاي ارتقا سطح دانش و معلومات اعضا پيرامون دفاع مقدس

7ـ تلاش جهت پرورش نيروهاي متخصص فيلمبردار و صدابردار

8ـ تلاش در راستاي تشكيل بانك جامع اطلاعات دفاع مقدس با همكاري

معاونت پژوهشي كانون

9ـ برگزاري يادمان شهدا براي عموم

                                                                                                گزارش: سيدحسين ميرحسيني

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 1:26  توسط فرهنگی پرورشی   | 

خاکریز های دفاع مقدس امروز

1. بيست سال از پايان جنگ گذشته است. كساني كه دو سال بعد از جنگ بدنيا ‌آمده‌اند امسال وارد دانشگاه شده‌اند و عمده جمعيت كشور كساني هستند كه بعد از والفجر 8 بدنيا آمده‌اند.

حداقل دويست و پنجاه هزار شهيد جان خود را در دفاع مقدس فدا كردند.

اگر نه براي هر شهيد كه براي هر ده شهيد كتابي منتشر شده بود بيست و پنج هزار عنوان كتاب بخش كوچكي از كتابخانه‌هاي جنگ ( كه هنوز وجود خارجي ندارد) را در سراسر كشور پر مي‌كرد. علاوه كنيد به آن خاطرات ده‌ها هزار جانباز، ده‌هاهزار آزاده و صدها هزار رزمنده را و باز علاوه كنيد ميليون‌ها نفر اعضاي خانواده‌هاي آنها و ديگراني كه در پشت جبهه بودند. اگر قرار بود نه براي هر نفر يا حتي ده نفر كه براي هر صد نفر آنها يك كتاب مختصر منتشر شود ... آخرين آمار مجموعه كتب منتشره در طي بيست و هشت سال گذشته راجع به دفاع مقدس حدوداً 6500 عنوان است!

اينها كه گفتيم فقط در حوزه كتاب بود و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

آيا وقت آن نرسيده است ( يا نگذشته است؟!) كه نهضتي فراگير براي ذخيره و استحصال گنج جنگ آغاز شود؟ آيا هزاران مسجد و مدرسه‌اي كه هر كدام دهها شهيد در خود پرورده‌ اند نبايد دفترهاي ادبيات و هنر مقاومت خاص خود را داشته باشند و ميليون‌ها تصوير و خاطره دفاع مقدس را از خط مقدم تا گستره عظيم و رنگارنگ دفاع در پشت جبهه يا به كارگيري همه ابزارهاي ثبت و ضبط كه اكنون ديگر در انحصار قشر و گروه و طبقه‌ خاصي نيست، ماندگار كنند؟ بيست سال بعد از پايان جنگ به انتظار كه نشسته‌ايم؟

اين سوال را از خود بپرسيم. بارها و بارها.

2. چه موقع شهدا را با ياد بياوريم؟ در هفته دفاع مقدس يا سالگرد فتح خرمشهر يا هنگام برگزاري كنگره سرداران يا ...؟

در اردوهاي راهيان نور؟                      موقع زيارت عاشورا؟  موقعي كه عكس‌هاشان را در قاب يا بر ديوار خياباني مي‌بينيم؟ يا هنگامي كه اخبار مفاسد اقتصادي را مي‌شنويم؟

چه بخش‌هاي از زندگي شهدا را به ياد بياوريم؟ لحظات عروج؟ تشييع جنازه؟ شب عمليات؟ زندگي در جبهه؟ زندگي در پشت جبهه؟ هنگام نماز؟ رفتار با خانواده؟ رفتار سياسي؟ رفتار اجتماعي؟

ياد شهدا بايد در ما چه حالتي ايجاد كند؟ نوستالژي؟ معنويت؟ غم؟  شجاعت؟ شور؟ انزوا؟

اگر ايثار پاگذاشتن روي منافع و مصالح مشروع خود حتي حق حيات خود به خاطر آرمان‌هاي انقلاب و سعادت همنوعان باشد ايثارگران در برابر منافع نامشروع شخصيت‌ها و جناح‌ها و قبايل سياسي و باندهاي قدرت ـ ثروت چه مي‌كنند؟ توجيه؟ سكوت؟ همكاري؟ انزواگزيني يا ... ؟

3. شهادت طلبي در روزگار ما، چگونه محك مي‌خورد؟ با خواندن « كجائيد اي شهيدان خدايي؟» « و مرا اسب سفيدي بود روزي؟» يا چسباندن برچسب « بعد از شهدا چه كرديم؟»

شهادت آن فضل بي افول ملكوتي است كه تا هميشه بشارت را در رگ‌هاي زندگي جاري مي‌كند و خوف و حزن ( مصلحت‌انديشي‌هاي ناشي از پرواي غيرخدا و يأس‌ها و غم‌هاي حاصل از محاسبات عادي و مادي) را از جامعه مي‌زدايد.

4. دفاع مقدس از حقوق مردم، دفاع مقدس از انفال و بيت‌المال، دفاع مقدس از محرومين و مستضعفين، دفاع مقدس از همه مظلومان جهان، دفاع مقدس از قربانيان فقر و فساد و تبعيض، دفاع مقدس امروز ما خاكريزهايش كجاست؟ قرارگاهش كجاست؟ نماز شب‌ها و زيارت عاشوراهايش كجاست؟ آزادگان و جانبازان و رزمندگانش كجا هستند؟

كجايند آنها كه با تمام وجود گواه باشند حجت باشند شاهد باشند شهيد باشند در اين جنگ؟                                                                وحيد جليلي همراه با تلخیص
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 1:24  توسط فرهنگی پرورشی   | 

اولین گردهایی رزمندگان گردان امام محمد باقر (ع) و راهکارهای پیشرو....

اشاره : همانگونه که مستحضرید در خردادماه سال جاری گردهمایی باشکوهی با حضور رزمندگان بزرگوار

گـردان امام محمد بـاقـر (ع) در سالن سـردار شهید عربیان با شکوه و عظمت خاصی برگزار شد . بعد از

برگزاری مراسم مقاله ای تحت عنوان " گـردهمـایی رزمندگان گـردان امام محمـد بـاقر (ع) و راهکارهای

پیشرو " در یکی از وبلاگ های شهرستان منتشر شد که مر بوط به این مراسم و حـاوی پیـشنهاداتی در

ایـن زمینـه بود لـذا از انجا که در ایام سالگرد شهدای کربلای 4 و 5 هستیم و اکثر این شهدا نیــز از ایـن

گردان بوده اند و از طـرفی ممـکن است بسیـاری از دوستان و دستندرکاران گردهمایی که مخاطب اصلی این

مقاله بوده اند به ان دسترسی پیدا نکرده باشند و از طرفی اهمیت موضوع _البته از نظر سردبير _ بر ان شدیم

این مقاله را در این شماره نشریه که اولین شمـاره پس از ان مراسـم اسـت قرار دهیم امیدواریم سودمند

واقع شود . حال در اینجا متن کامل این مقاله را که در خردادماه 87 نگاشته شده باهم مرور میکنیم :

بسم الله الرحمن الرحیم

باید خدا را شکر کرد که بعد از گذشت حدود بیست سال از جنگ تحمیلی و روزهای پر افتخار دفاع مقدس یکبار دیگر چهرهای ماندگار روزهای جنگ و دفاع را در کنار هم دیدیم . این گردهمایی که در نوع خود شاید در طی این دو دهه گذشته بی سابقه بود هرچند باید خیلی زودتر از اینها برگزار میشد ولی در هر حال میتواند منشا بسیاری از حرکات و برکات باشد که جامعه ما مخصوصا نسل جوان بسیار به آن نیاز دارد . در راستای برگزاری این گردهایی بیان چند نکته از نظر نگارنده خالی از لطف نیست.

1-نکته اول استمرار بــرگزاری این گردهمایی هاست . حــال که حرکتی مبــارک _ یعنی برگزاری

گردهمایی رزمندگان گردان امام محمد باقر (ع) بوقوع پیوسته است نباید اینچنیـن در اذهان تداعی

شود که برگزاری این جلسه بخاطر تقارن آن با روز حماسه آزادی خرمشهر بوده و شــاید مـثل دیگر

برنامه های اینچنینی مقطعی باشد . لذا برگزاری این گردهمایی ها با همین شکوه و سمت و ســو در

فاصله زمانی مشخص مثلا هرسه ماه یا چهار ماه یکبار باید در دســتور کار ستـاد برگزاری قرار

گیرد. شاید گفته شود برگزاری این همایشها و گردهمایی ها بسیار پر مشقت و پر کار اسـت _که البته

حرفی درست است_لذا مجریان این برنامه ها به دلیل اشتغالات دیگر توان آنکه این گردهمایی ها را

در فاصله زمانی کوتاه تری برگزار کنند ندارند. لذا این گونه برنامه ها معمولا به صورت سالیانه برگزار

میشود .در پاسخ باید گفت بی شک در جامعه ماافراد مخلص و با همتی هستند که عـاشق بــرگزاری

جلساتی اینچنینی هستند و فقط باید آنها را شناخت و به آنها اعتماد کرد لذا در این راســتا پیــشنهاد

میشود برگزاری این جلسات را به عهده "مراکز فرهنگی مردمی" _مانند هیئات و مســاجد و.._ یا

کانونهای فرهنگی هنری فعال و مشتاق به کار برای شهدا گذاشته شود و مجریان به عنوان ناظــر و

حامی و سیاست گذار عمل نمایند . بی شک با این تصمیم شاهد حرکتی جدید در نشر ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس خواهيم بود .

2- بی شک یکی از اهداف کلی برگزار کنندگان اینگونه برنامه ها زنده نگه داشتن و ترویج فرهنگ شهادت و ایثار در سطح جامعه و مخصوصا در بین ایثارگرانی که خود آن را درک کرده و شیرینی آن را به کام خود چشیده اند میباشد اما در این بین به یک نکته اساسی برای رسیدن به این هدف _به نظر نگارنده حتی در سطح کشور _ توجه نمیشود و آن نکته عدم توجه به خانواده های ایثارگران به عنوان یکی از ارکان اساسی در ترویج این فرهنگ در جامعه است . شاید جلسات متعددی در رابطه با شهدا یا دفاع مقدس یا جلسات خاطره گویی تنها باحضور ایثارگرانی که خود آن حال و هوا را دیده اند و در آن تنفس کرده اند برگزار میشود در حالی که در آن از حضور همسران آنها به عنوان پشتوانه های واقعی آنها در کسب این موفقیت ها و همچنین فرزندان جوان آنها به عنوان وارثان این رشادتها خبری نیست!! شما فکر میکنید چرا برخی از رزمندگان تا بحال حتی یک خاطره از آن دوران پر افتخار را بین خانواده خود بیان نکرده اند ؟ آیا این پذیرفتنی است که بعضی از جوانان ما از رشادتهای پدران وبرادران خود بی خبرند ؟ آیا جز این است که خانواده و محیط آن جهت ارائه این گونه مباحث آماده و محیا نیست . لذا میتوانیم با برگزاری گردهمایی هایی با حضور همسران و فرزندان شان و ارایه آموزشها و راهکارهایی محیط خانواده و بالطبع محیط جامعه را برای صدور فرهنگ شهادت و ایثار فراهم کنیم . اصلا چه اشکال دارد که

ما گردهمایی هایی با این عنوان برگزار کنیم : " گردهمایی رزمندگان گردان امام محمد باقر(ع) وجوانان

بیست ساله انها " یا با این عنوان " گردهمایی رزمندگان گردان امام محمد باقر (ع) و همسران فداکار انها "

3-نکته دیگر اینکه هر چه این جلسات بی ریاتر و مخلصانه تر و خودمانی تر _بخوانید غیر رسمی تر

_ برگزار شود نتیجه آن هم بهتر خواهد بود چه خوب است ما بتوانیم فضایی ایجاد کنیم که بچه های

جبهه و جنگ فارغ از همه زنگارهای دنیای امروز و فارغ از همه پست ها و منصبها بتوانند خود را دوباره

در آن فضا ببیند و جلسه ما بتواند آنها را به بیست سال قبل و خاطرات آن برگرداند و پر واضح است این

با ابزار هنر بهتر از سخنرانی ها و .... محقق میشود چه بسا گاهی یک عکس و یا یک قطعه فیلم انسان

را به تفکر وادار کند ومنشا یک تحول در او شود .

4- آنچه بیان شد به هیچ وجه از عظمت آنچه انجام شده کم نمیکند و به نظر می رسد این گردهمایی با

آن حال و هوایی که داشت میتواند نقطه عطفی برای حرکتهای مبارک بعدی باشد اما همیشه بایدحداکثرها

را در نظر گرفت چون معمولا در عمل به حداقل ها میرسیم.

مهدي رحمتي

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 1:17  توسط فرهنگی پرورشی   | 

" دا " به روایت دختر خرمشهر

در دو حالت نمي‌داني چه بگويي و از كجا شروع كني. يكي هنگامي كه

حرفي براي گفتن نداري و ديگر وقتي كه خيلي حرف براي گفتن داري

و حالا آن حالت دوم صادق است.

هنوز چند فصل پاياني كتاب را نخوانده‌ام و مانند كسي كه دچار موج

انفجار شده باشد گيج مي‌زنم. فعلاً به مقدمه‌اي اجمالي در مورد كتاب

بسنده مي‌كنم و پس از آن نظر چند تن از اهالي فرهنگ و هنر را در

مورد آن با هم مرور مي‌كنيم.

« دا » در زبان كردي به معناي مادر است واينك نام كتابي است با

بيش از 800 صفحه كه بي اغراق آن را مي‌توان جزء متون كلاسيك

دفاع مقدس دانست.

كتاب « دا » خاطرات خانم «سيده زهرا حسيني» از پيش از آغاز جنگ

تا زمان حاضر است. البته قسمت اعظم متن به دوران جنگ اختصاص يافته است.

«سيده اعظم حسيني» (نويسنده دفتر ادبيات سوره مهر كه با راوي نسبتي نيز ندارد) طي شش سال پاي صحبت هاب ايشان نشسته و حاصل آن «دا» شده است، كتابي كه طي دو هفته پس از رونمايي به چاپ سوم و تيراژ 28 هزارتايي رسيد.

«دا» زواياي پنهان جنگ را از زبان دختري 17 ساله در برابر چشمان بهت زده مخاطب قرار ميد هد. واقعيات كتاب آنقدر تكان دهنده و تأثيرگذار است كه هر خواننده اي را با هر گرايش فكري و از هر نحله اي مجبور به تعظيم در برابر اين همه حماسه و ايثار مي كند.

«دا» در ابتداي راه راست و هر گونه داوري در مورد تأثيرات آن بر جامعه هنري ايران ( اعم از ادبيات ، سينما و ...) هنوز زود به نظر مي رسد. اما جامعه سينمايي كشور در اين مدت اندك بيشترين واكنش را در برابر كتاب داشته و جالب آنكه سهم زنان در اين ماجرا چشمگيرتر است.

سه روز باران

كمتر پيش مي آيد كه من كتابي با اين حجم (750 صفحه) را در يك نفس بخوانم. نمي دانم كنجكاوي من از دانستن نادانسته هاي جنگ بود، يا جذابيت ذاتي كتاب كه موجب شد، كتاب را در سه روز بخوانم و هنگام خواندن بخش هاي از كتاب با زهرا خانوم هم هويت شوم، به ويژه با صحنه هاي شهادت «علي» برادر «زهرا» كه مملو از احساسات انساني بود و صورت من هنگام مطالعه اين بخش ها خيس.

آرمانگرايي بخشي از يك نسل (دهه 50-60) در اين كتاب به خوبي بيان شده و ارتباط عميقي با خواننده برقرار مي كند.

پيشنهاد مي كنم اين كتاب مورد مطالعه نسل جوان ما كه اغلب فاصلا بعيدي با آرامانگرايي دارند، قرار گيرد، تا شايد پلي باشد براي ارتباط بيشتر و بهتر با نسل پيشين خود.

با احترام تهمينه ميلاني ( كارگردان سينما)

خجالت مي كشم

اين كتاب را تماما خوانده ام و پاي اوراقش اشك ريخته ام. پس از دفاع مقدس كساني سعي كردند غبار ازتلخي هاي جنگ بردارند. كساني موفق شدند و كساني موفق نشدند. در ميان كساني كه موفق شدند در اين مجموعه حاضر نعمتي است كه با ما تحويل داده شده و نعمت گران بهايي است. به كرات در جلسات مختلف صفحاتي از اين كتاب را خوانده ام.

بعد از خواندن اين كتاب خجالت مي كشم كه بگويم ما هم در جنگ و جبهه بوديم. مدتي است كه مشغول نوشتن تقريظي بر اين كتاب هستم و در آن اشاره به اين آيه شريفه كرده ام كه «جاهدوا في الله حق جهاده هو اجتباكم» بار اين آيه بار سنگيني است و مفهوم گيري از اين آيه چندان ساده نيست.

با خواندن اين خاطرات انسان مي تواند شهادت بدهد كه خداي ما، ما ديديدم افرادي كه مجاهده كردند در راه تو و هر چه را كه داشتند در طبق اخلاص قرار دادند. ما ديديم افرادي را كه به خاطر محبت به خدا و عزت اسلام از دنيا گذشتند و رفتند. به كرات قسمت خاطرات زهرا حسيني با پدرشان را خوانده ام .

وقتي آدم اين خاطرات را مرور مي‌كند به عمق ايماني دست مي‌يابد كه به سختي مي‌تواند بگويد مؤمن هستم. با اين خاطرات انسان ايمانش را در محك قرار مي‌دهد. در آيه‌اي كه ذكر شد خداوند مي‌فرمايد: حق جهاد را به جا بياوريد. مي‌توانيم بگوييم كه شهيدان اين كار را كردند، ولي حيف داده‌هايي كه براي اين فرهنگ توليد شده‌ اندك است. سعي مي‌كنم از درياي بي‌كران كه در اين خاطرات است استفاده كنم.

حجت الاسلام خاموشي ( رئيس سازمان تبليغات)

بهتر از 700 فيلمنامه

اگر اين كتاب را نخوانده‌ بودم بخش مهمي از جنگ را حس نمي‌كردم. قبل از خواندن اين كتاب نمي‌توانستم تصور كنم كه مردم خرمشهر چه روزهاي عجيبي را تجربه كرده‌اند. كتاب مثل فيلم بود. در آن روزها كه 700 فيلمنامه‌ را داوري مي‌كردم، دلم مي‌خواست آن فيلمنامه‌ها را بسوزانم و بيشتر فرصت داشته باشم اين كتاب را بخوانم.

مينو فرشچي

( فيلمنامه نويس و بازيگر)

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 1:15  توسط فرهنگی پرورشی   | 

حاتمی کیا و دل خواسته های تکلیفی من

من حاتمي كيا را دوست دارم، آنقدر كه همواره در برابر موج انتقادات و بي‌انصافي‌هايي كه در حق او شده و مي‌شود، سخت موضع مي‌گيرم. از آنهايي كه او را شمر و يزيد خواندند يا استحاله شده در دامن پياده نظام دشمن دانستند، خوشم نمي‌آيد و از آنهايي كه بي‌ادبانه به او گفتند: « برو جنگت را بساز.» بيزارم. چرا كه او چشم شيشه‌اي راوي فتح بوده نه جنگ ساز. از آنهايي نيستم كه آژانس شيشه‌اي و ديده‌بان را از آن بچه‌ بسيجي‌ها بدانم و « موج مرده» و « به نام پدر» را مال خودش. من همه ساخته‌هاي ابراهيم سينماي ايران را از آن بچه‌ مسلمان‌ها و بسيجي‌ها مي‌دانم حتي اگر تف سربالا بوده باشد. خوب يا بد، حاتمي‌كيا از آن جماعتي است كه خود را خودي مي‌دانند و اگر سر و جانشان برود به نظام و آقا و شهيدان پشت نمي‌كنند. معتقد نيستم كه او حتماً بايد فيلم به اصطلاح جنگي بسازد چرا كه او استعدادي شگرف دارد و پتانسيل بالاي او در هنر سينما، موجب افتخار ريش‌دارهاي با ريشه و چادري‌هاي ذاتاً با حيا است. «دعوت » براي او يك اداي « تكليف» است به مقام شامخ انسان به ويژه انسان مسلمان و شيعه اهل بيت عليهم السلام. كه چرا بايد در جامعه‌اي متعهد به ارزش‌هاي ديني و اخلاقي، سقط جنين كم كم به امري عادي بدل شود. حاتمي‌كيا اين بار از موهبت‌هاي الهي دفاع مي‌كند و از آنهايي كه با 51 بهانه مادي، نوگلان باغ زندگي را به ورطه عدم مي‌فرستند، گلايه‌اي جدي مي‌كند و آژير مي‌كشد كه زنهار! اينجا ايران است نه سرزمين وحشي قرون وسطي. با اين حال وقتي به آدم اهل تكليفي چون حاتمي‌كيا فكر مي‌كنم سوالات زيادي در ذهنم شكل مي‌گيرد كه البته ابراهيم به برخي از آنها بارها پاسخ داده است اما من يكي را قانع نكرده. حاتمي‌كيا در گفت و گويي گفته بود كه از شهر خسته است  دارد خفه مي‌شود در آن. مي‌خواهد به بيابان برود و تق و توق راه بيندازد اما آنها كه متولي سخت افزار فيلم‌هاي جنگي‌اند با او سر ناسازگاري مي‌گذارند. قطعاً در چنين شرايطي، فراهم آوردن امكانات محال نيست اما دشوار است و شايد مستلزم بلا ديدن هم باشد. و مگر نه اينكه همين حاتمي‌كيا در سال‌هاي ابتدايي دهه 70 شمسي مي‌گفت: « بسيجي با همين بلاها بسيجي شده.» حالا هم هنگام بلاكشيدن و ملامت كشيدن و خوش بودن فرا رسيده است. به قول دوست شهيد ابراهيم « آرمانخواهي مستلزم صبر بر رنج ها است. پس برادر خوبم، براي جانبازي در راه آرمان‌ها ياد بگير كه در اين سياره رنج صبورترين انسان‌ها باشي.» اين از جملات سيد شهيدان اهل قلم است، درست پنج روز قبل از شهادتش در فكه.

حاتمي‌كيا سال‌ها است كه به اين دليل، سوژه دفاع مقدس كه در صحنه نبرد روايت شود را به تصوير نكشيده و اين در حالي است كه در جلسه‌اي كه حاتمي‌كيا فقط يك صندلي با آقا فاصله داشت، رهبر معظم انقلاب از سوژه‌هاي نابي در دفاع مقدس ياد كرد كه به آن پرداخته نشده و روي زمين مانده است. از جماعت دل به اغيار داده و جواناني كه به صرف گرفتن مجوز كارهاي بعدي، فيلم‌ دفاع مقدس يا همان جنگي مي‌سازند نمي‌توان انتظار « عمل به تكليف» داشت چه مخاطب اين سخن، در وهله اول شيوخ سينماي دفاع مقدس و شيخ الشيوخ آن؛ ابراهيم حاتمي كيا است. وابراهيم به خوبي مي‌داند كه او براي اقامه مظلوميت‌هاي دفاع مقدس، قامت بندد و نيت كند، موانع از سر راه او يكي يكي برداشته خواهد شد، مگر ما جماعت اهل توسل و توكل نيستيم و مگر حاتمي‌كيا، دوستاني در همان مجموعه‌هاي به قول خودش دردسر ايجاد كن ندارد كه توپ و تانك و اسلحه به او بدهند و دست آخر، مگر خدا را ندارد كه چنين نااميد سخن مي‌گويد. مگر او بارها از اعتقادش به معجزه سخن نگفته و آن را در آثارش به تصوير نكشيده است. برخي افراد مادي‌گرا، به حاتمي‌كيا نسبت پول‌دوستي مي‌دهند و اينكه فيلم‌هاي اخير او براي جذب گيشه است. اگر چنين چيزي درست باشد كه نيست مگر سينماي دفاع مقدس در گيشه بفروش نبوده و مگر از كرخه تا راين، بوي پيراهن يوسف و‌آژانس، صف‌هاي آنچناني براي سينماها ايجاد نكردند. حاتمي‌كيا هنر آن را دارد كه فيلمي از سوژه‌هاي بر زمين مانده دفاع مقدس بسازد و صف‌هاي طويل را جلوي سينماها ايجاد كند و مهم‌تر از همه دل ملت و آقا را شاد نمايد. سوال ديگر اينكه شخصيت‌هاي اصلي آثار حاتمي‌كيا همواره در بستر فيلم، رشد مي‌كنند و به كمال معنوي مي‌رسند اما اين مسلئه در فيلم جديدش اتفاق نمي‌افتد و جز آن پيرزن و پيرمرد كه به خدا پناه مي‌برند، ديگران تنها با اجبار مسائل مادي و فشار ديگران، راضي به نابود نكردن بچه‌هايشان مي‌شوند. آنها خيلي مادي مي‌انديشند و براي حفظ موقعيت خود، حاضرند كه جان عزيزانشان را بگيرند. شايد اين نتيجه گيري از رفتار آن شخصيت‌ها درست باشد اما من از آثار حاتمي‌كيا، انتظار رشد يافتن شيرين به حد دايي يوسف، كاظم به عباس، فاطمه به كاظم، سلمان و احمد كوهي به فاطمه و حتي ناصر شفيعي به خودش را دارم.

حاتمي‌كيا آزاد است كه هر سوژه‌اي را بسازد و من هم آثارش را مي‌بينم و همچنان دوستش خواهم داشت به حق اشك‌هايي كه براي مظلوميت كاظم و عباس ريخته شد و سالن‌هاي سينما را معطر كرد، اما به خدا آويني قسم كه « تكليف» روايت فتح آن هم از جنس نابش فقط بر دوش او و امثال اوست. پس زنهار! كه حماسه آفريني‌هاي فرزندان پاك خميني (ره) در پيچ و خم غفلت‌هاي معاصرمان به دست فراموشي سپرده نشود و باز مي‌گويم كه من حاتمي‌كيا را دوست دارم و حرمتش را از سوي هر كه خود را خودي مي‌داند واجب مي‌دانم ودعا مي‌كنم كه او بار ديگر فيلم ناب دفاع مقدس بسازد.

 

        قاسم رحماني

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 1:13  توسط فرهنگی پرورشی   | 

حقیقت وارونه !

توطئه‌ي بزرگ اين است كه در قضيه فلسطين، حقيقت‌ را واژگونه جلوه دادند. آن كس كه براي مسأله‌ي فلسطين ـ يعني براي خانه خود، براي حق انساني و حق ملي خود اقدام مي‌كند در عرف مطبوعات استكباري دنيا و دستگاه تبليغاتي وابسته به استكبار و صهيونيسم، تروريست معرفي مي‌شود!

مصيبت بزرگ آن است كه اين مصايب را با قبول و تأييد دنياي متمدن بر سر يك ملت مي‌آورند! دنياي به اصطلاح متمدن، دنياي به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در طرف آن كساني ايستاده‌ است كه اين همه حقوق انساني و الهي و مشروع يك ملت را نديده گرفته‌اند ... امروز وضع سياست استكباري دنيا اين است. امروز دستگاههاي زر و زور در دنيا دست به دست هم داده‌اند تا حقوق ملت فلسطين را تضييع كنند؛ سعي مي‌كنند جنبه انساني اين قضيه را بكلي ناديده بگيرند. بلكه بالعكس وانمود كنند. 

مقام معظم رهبري ( حفظه ا...)

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 1:9  توسط فرهنگی پرورشی   |